اتاق گفتگو تماس با ما اخبار روز

امروز:

  تاریخ:18 /12/1385

بازدید کنندگان :  827 نفر

 کد:10010

چاپ خبر

عنوان خبر : به یک مادراجاره ای نیازمندیم

 

 

 سيداحمد هاشمي

اشتباه نکنيد!! تيتر بالا نمونه اي از آگهي هاي مندرج در روزنامه هاي واشنگتن پست، نيويورک تايمز، فيگارو، اشپيگل ويا آساهي در جهان صنعتي نيست، بلکه نمونه اي از آگهي هايي است که ظاهراً در آينده اي نه چندان دور در کشور خودمان، در صفحه نيازمندي برخي روزنامه ها، مجلات، پايگاههاي اينترنتي، تابلو اعلانات بيمارستانها وشايد در کوچه و بازار،  شاهد آن خواهيم بود. مي پرسيد چطور؟

راستش من خودم هم باور نمي کردم، چرا که قبلاً در باره اجاره رحم در غرب که از آن به نامsurrogate mother يا مادر بدلي ويا مادر جايگزين ياد مي شود، زياد شنيده بودم، والبته تعجبي هم نداشت که اين پديده در آنجا رايج باشد، چرا که در آنجا پديده هايي بمراتب عجيب و غريب تر وجود دارد، و کسي هم ککش نمي گزد.

ولي حقيقتا فکر نمي کردم اين پديده به کشور ما هم سرايت کرده باشد، وکلينيکهاي ويژه اي در تهران، کرج وشهرهاي ديگر ايران در اين زمينه فعاليت داشته باشند، تا اينکه در سايت بي بي سي مطلبی را ديدم با اين عنوان:اجاره رحم هشت مليون تومان!!!(بخاطرعدم دسترسی به سایت بی بی سی در ایران گزارش را در پایان این مقاله ببینید) صفحه را باز کردم، وگزارش بالا بلندي را در باره اجاره رحم در ايران خواندم، که از جهاتي برايم عجيب وباور نکردني بود.

نگارنده در اين مقاله سعي دارد نخست مکانيزم کار اجاره رحم را تشريح نمايد، سپس به پيامدهاي اخلاقي، روحي ورواني،حقوقي  واجتماعي آن اشاره کند، ودر پايان هم به ارزيابي شرعي آن بپردازد. 

مکانيزم کار اجاره رحم:

اجاره رحم و يا مادر بدلي يا جايگزين پديده اي است که در سايه پيشرفت علم ژنتيک وعلم جنين شناسيEmbryology  به تجارت رايجي در جهان امروز وبخصوص درکشورهاي فقير، تبديل شده است، مکانيزم کار آن چنين است که زن و شوهري که به هر دليلي صاحب فرزند نمي شوند (ويا صاحب فرزند مي شوند، ولي خانم بخاطر حفظ زيبايي، حفظ شغل و... حوصله زحمتهاي بارداري و درد زايمان را ندارد) به پزشک مراجعه مي کنند، پزشک تخمک زن واسپرم مرد را مي گيرد، وآنرا در رحم خود زن (لقاح داخلي) ويا در خارج از رحم در لوله آزمايشگاه (لقاح خارجي) تلقيح و يا بارور مي کند، تخمک که بارور شد، در رحم زن ديگري که قبلاً براي بارداري آماده شده، وبا او قرارداد اجاره رحم بسته شده است، کاشته مي شود. اين زن اجاره اي- که غالبا شوهردار است- زير نظر پزشک وتحت کفالت مالي پدر ومادر اصلي، 9 ماه اين جنين را در رحم خود نگه مي دارد، وپس از فرا رسيدن موعد زايمان، آنرا به صاحبان خود تحويل مي دهد، ومبلغ اجاره را دريافت مي کند، وشتر ديدي نديدي.

در نگاه اول به نظر مي رسد که اين روش ، راه حل خوبي باشد براي کساني که حس پدر و مادري آنها گل کرده، واز نعمت فرزند محرومند، ومي خواهند به هر قيمتي که شده صاحب فرزند شوند. ولي آيا واقعاً چنين است؟

متآسفانه از آنجا که در جهان صنعتي وبخصوص جهان سرمايه داري، به اخلاق به عنوان يک پديده نسبي نگاه مي شود، لذا پايبندي اغلب افراد جامعه به ارزشهاي اخلاقي تا زماني است که منافع مادي آنها را تأمين مي کند.(Utilitarianism) از اين رهگذر به همه چيز در آنجا با ديدي تجاري نگاه مي شود، وباصطلاح خودشان همه چيز commercialized يا تجاري شده است، تا آنجا که ارزشهاي والاي اخلاقي وانساني مانند پدر بودن، مادر بودن، فرزند بودن وخانواده نيز از اين بلا مصون نمانده است.

شايد بپرسيد مگر اين کار چه عيبي دارد؟ مگر نه اين است که زن وشوهر بي فرزند به فرزند مي رسند، ومادر بدلي هم به نان و نواي دست پيدا مي کند؟

عرض کنم که بنظر مي رسد ظاهر قضيه چنين باشد، ولي اگر قدري دقيقتر به مسئله نگاه کنيم، متوجه خواهيم شد، که اين پديده پيامدهاي ناگواري را از لحاظ اخلاقي، اجتماعي وعاطفي از خود بر جاي مي گذارد.

 

پيامدهاي اخلاقي:

1- اين پديده معنا ومفهوم مادر بودن را که در طول تاريخ بشر، ودر تمام جوامع انساني وتمام اديان، امري مقدس ومورد احترام بوده، به بازيچه مي گيرد، وآنرا بي معنا وکمرنگ مي نمايد، واگر اين روند به اين صورت ادامه پيدا کند، وتدبيري براي آن انديشيده نشود، بيم آن مي رود که در دراز مدت  اصطلاحاتي از قبيل مادر، پدر، فرزند وخانواده از عرف جامعه رخت بر بندد.

اين مسئله تنها يک خيالپردازي علمي، که رمان نويس خيالپردازي مانند الدوس هکسلي Aldous Huxley در رمان"دنياي نو شجاع"به آن پرداخته باشد، نيست، بلکه خطر بالفعلي است که ارزشهاي اخلاقي وانساني را تهديد به نابودي مي کند. در رمان هکسلي، يک دانشمند جنين شناس در دنياي خيالي جديد، از دانشجويان خود مي پرسد: آيا تاکنون از چيزي بنام خانواده، مادر يا پدر چيزي به گوشتان خورده است؟ وهمه جواب مي دهند: نه!!!!!

يکي از سنتهاي الهي، مترادف بودن معناي مادر با بارداري وزايمان است، اگر بارداري و زايمان را از مادر بگيرند، از مادر بودن چه چيز باقي خواهد ماند؟ مادري که حتي قادر نيست به بچه ي خود شير دهد!!

2- يکي از حکمتهاي الهي از رنج وزحمتي که مادر در دوران بارداري وزايمان تحمل مي کند، اين است که انسان براي هر چيزي که رنج وزحمت بيشتري را متحمل شده باشد، قدر آن را بيشتر مي داند، واين حکمت رباني، سرّ محبت غير منطقي مادر به فرزند را براي ما توجيه مي کند. با اين حساب، مادر ژنتيکي يا بيولوژيکي که نه زحمت بارداري را متحمل شده، ونه درد زايمان را چشيده است، آيا قادر خواهد بود مادر واقعي براي فرزندش باشد؟ 

3- اين پديده آدميت انسان را زير سؤال مي برد، نخست آدميت کودک را به کالايي قابل خريد وفروش، وسپس آدميت زن را به ماشين جوجه کشي اجاره اي، تنـزل مي دهد.در واقع در سايه اين پديده، گرچه قرارداد اجاره رحم صورت مي گيرد، اما واقعيت آن است که پدر ومادر اصلي، کودک را پس از طي دوران بارداري از مادر اجاره اي مي خرند، که اين امر ميتواند زنگ خطري باشد مبني بر ظهور مدل جديدي از خريد وفروش انسان، واستثمار زنان فقير به عنوان ماشين جوجه کشي اجاره اي. گيرم که اين پديده در غرب رايج باشد، ولي مگر خصوصيات ديني، فرهنگي وارزشي ما با غرب يکسان است؟

4- اين پديده افراد را به ارتکاب رفتارهاي غير اخلاقي از قبيل دروغ گفتن سوق مي دهد، که اين امر مي تواند ناهنجاري رواني واخلاقي را براي مادران اجاره اي در بر داشته باشد. در گزارش بي بي سي آمده بود که اين زنان در تمام مدت زايمان با فاميل و آشنايان قطع رابطه کرده وبراي پنهان کردن اجاره رحم خود، به خويشان وهمسايگان مي گويند که آنان از شوهران خود باردار شده اند، ووقتي موعد زايمان فرا مي رسد، به سفر نزديکي مي روند، وفرزند خود را به صاحبانش تحويل مي دهند، و به در وهمسايه ها مي گويند که بچه مرده است!!

 

پيامدهاي حقوقي:

1- از آنجا که اين پديده يک قرارداد تجاريست، در بسياري موارد موجب اختلاف ميان طرفين قرارداد مي گردد، بخصوص اگر جنين در اثناي بارداري به مراقبتهاي ويژه پزشکي نياز داشته باشد، واين موارد در اصل قرارداد پيش بيني نشده باشد، که در اين صورت مادر اجاره اي براحتي مي تواند از آن سر باز زند، ويا برعکس در مواردي پدر و مادر بچه  مدتي بعد از انتقال جنين با هم اختلاف پيدا کرده وگاه کارشان به طلاق مي انجامد، وبچه را نمي خواهند، يا ممکن است زايمان صورت گرفته، اما کودک دچار نقص ژنتيکي شود و پدر و مادر (صاحبان جنين) بگويند که بچه را نمي خواهند و حاضر به تحويل گرفتن بچه نباشند که در اين ميان تنها کسي که قرباني اين قرارداد تجاري مي شود، جنين بيگناه است.

2- در گزارش بي بي سي آمده بود: "بايد در نظر داشت که زن اجاره اي در تمام دوران حاملگي همخوابگي با شوهرش ندارد!!" مادر اجاره اي از طرفي کارمند تمام وقت صاحبان جنين است، واز طرف ديگر بعنوان مادر وهمسر در قبال شوهر وفرزندان خود نيز مسئوليت دارد، اگر حقوق شوهر وفرزندان زن اجاره اي با صاحبان جنين تعارض پيدا کرد، زن بيچاره بايد کدام را راضي کند؟ آيا اين کار قرباني کردن کانون خانواده بخاطر پول نيست؟ 

 

پيامدهاي روحي ورواني:

1- پزشکان مي گويند که مادر اجاره اي از لحاظ ژنتيکي بر روي جنين هيچ تأثيري نمي گذارد. بفرض اينکه اين نظر درست باشد، ولي از لحاظ علمي ثابت شده که مادر از اولين روزهاي بارداري، از لحاظ روحي ورواني وجسماني بر روي جنين خود تأثيرگذار است، آيا براي پدر ومادري که به آينده فرزندشان مي انديشند، مهم نيست که فرزندشان در کجا رشد مي کند، وخصوصيات روحي ورواني چه کسي به او منتقل مي شود؟ صرف اينکه فرزند از اسپرم وتخمک آنها باشد، کافيست؟

2- از آنجا که مادر اجاره اي جنين را در رحم خود پرورش مي دهد، با او ارتباط عاطفي برقرار مي کند و ناخودآگاه او را دوست ميدارد، با او حرف مي زند، شکل او را در ذهن خود مجسم مي کند، ودر مواردي غريزه مادر ي او گل مي کند، و ممکن است با جنين فرار کند، وعطاي پدر ومادر بيولوژيکي را به لقايشان  ببخشد،در گزارش بي بي سي آمده بود که: در مواردي زني که رحمش را اجاره داده پس از به دنيا آمدن کودک به او وابسته شده و خود را مادر بچه مي داند و حاضر به ترک بچه نيست. آيا تاکنون فکر کرده ايم، که گرفتن کودک از چنين مادري چه تأثيرات منفي بر روحيه او برجاي مي گذارد؟

3- کودکي که با چنين مکانيزمي بدنيا مي آيد، بالاخره روزي خواهد فهميد که پدر ومادرش اين بازي را بر سر او در آورده اند، احساس او نسبت به مادر اجاره اي چگونه خواهد بود؟ احساسش نسبت به مادر اصلي چگونه است؟ در ميان همسن و سالانش چه احساسي خواهد داشت؟ جامعه به او چگونه نگاه خواهد کرد؟ آيا چنين کودکي خواهد توانست فردي متعادل ونرمال در جامعه باشد؟

 

پيامدهاي اجتماعي:

1- اين پديده بهانه اي را بدست افراد سودجو خواهد داد تابين طالبان فرزند وزنان اجاره اي نقش واسطه ودلال را بازي کنند، وبا رحم زنان فقير به سود هاي کلان دست پيدا کنند، وهمانطور که باندهاي فساد زنان را براي فاحشگي اجير مي کنند، اين افراد هم زنان فقير يا خياباني را براي اجاره رحم وحتي براي فحشاء اجير کنند، ويا حتي آنها رابربايند، که اين امر مي تواند امنيت اجتماعي زنان ودختران را به مخاطره افکند.

2- اين پديده سبب استثمار وسوء استفاده طبقات مرفه وثروتمند جامعه از طبقات فقير مي گردد، به عبارت ديگر اين پديده خانواده هاي مرفه را قادر مي سازد در صورت تمايل دهها زن را اجاره کنند، ودر مدتي کمتر از يکسال، وبدون تحمل هيچ درد ومشقتي صاحب دهها فرزند گردند(در دنياي امروز مردم براي جلب توجه وشهرت هر کاري مي کنند)، اين در حاليست که زن خانواده فقير مجبور است همه پيامد هاي روحي ورواني وجسماني بارداري و زايمان را متحمل شود، ولي خودش از داشتن فرزند محروم باشد، و يا به يک فرزند اکتفا نمايد.

3- اين پديده ممکن است سبب گردد برخي از مردان جهت تأمين مخارج زندگي، از زنان خود به عنوان وسيله اي براي کسب درآمد استفاده کنند، وآنان را وادار به اجاره رحمشان نمايند، که اين خود نه تنها با موازين شرعي واخلاقي ناسازگار است، بلکه باعث اعتراض بسياري از سازمانهاي طرفدار حقوق زنان نيز خواهد شد.

4- بخاطر عدم دقت ويا عدم رعايت اصول اخلاقي در نزد بعضي از پزشکان، امکان تعويض عمدي ويا سهوي تخمک ها و اسپرمها در آزمايشگاه وجود دارد، که اين امر مي تواند نگراني احتمال ظهور فرزندان غير مشروع را در جامعه افزايش دهد.

 

ارزيابي شرعي اجاره رحم:

قدر مسلم اين است که شرع مقدس اسلام براي مصلحت بشر آمده است، يعني هرچيزي که مصلحت بشر در آن باشد، ويا مصلحت آن بيشتر از ضررش باشد، حلال وهر چيزي که ضرر آن بيشتر از نفعش باشد حرام است، براي مثال خداوند شراب را حرام کرده است، نه بخاطر اينکه کلاً مضر است، بلکه منافعي هم دارد، ولي قرآن مي فرمايد که گناه وضررهاي آن از منافعش بيشتر است وَإِثْمُهُمَا أَكْبَرُ مِن نَّفْعِهِمَا، لذا حرام شده است.

اجاره رحم نيز چنين است، با توجه به پيامدهايي که قبلاً براي اجاره رحم ذکر شد، خودتان مي توانيد حدس بزنيد که شرعاً اين کار جايز نيست.(اتفاقاً اديان مسيحيت ويهوديت نيز چنين نظري دارند).

خداوند مي فرمايد: )لِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ يَهَبُ لِمَنْ يَشَاءُ إِنَاثاً وَيَهَبُ لِمَن يَشَاءُ الذُّكُورَoأَوْ يُزَوِّجُهُمْ ذُكْرَاناً وَإِنَاثاً وَيَجْعَلُ مَن يَشَاءُ عَقِيماً إِنَّهُ عَلِيمٌ قَدِيرٌ(  [الشورى : 49-50] يعني: مالكيت و حاكميت آسمان و زمين از آنِ خداست; هر چه را بخواهد مي آفريند، به هر كس  بخواهد دختر مي‏بخشد و به هر كس بخواهد پسر مي بخشد، يا (به هر کس که بخواهد) پسر و دختر را با هم جمع مي کند(هم دختر مي بخشد وهم پسر) و هر كس را بخواهد نازا مي کند، زيرا كه او بسيار دانا و تواناست.

آيه بيانگر اين است که دختر داشتن، پسر داشتن، هردو داشتن ويا عقيم بودن خواست ومشيئت الهي است، ولي در اينجا سؤالي پپيش مي ايد و آن اين است که: اگر نازايي مشيئت خداوند است، آيا درمان نازايي ضد مشيئت وخواست اوست؟

واقعيت اين است که درمان نازايي مخالفتي با مشيئت خداوند ندارد، چرا که اولاً: اگر مشيئت خداوند نباشد، زن تحت تأثير هيچ درماني نمي تواند، باردار شود.ثانياً: نازايي نوعي بيماري واختلال در دستگاه توليد مثل است، ودر آموزه هاي اسلامي ما مأموريم بيماري را مداوا کنيم، پيامبر خدا مي فرمايد: (إِنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ الدَّاءَ وَالدَّوَاءَ، وَجَعَلَ لِكُلِّ دَاءٍ دَوَاءً، فَتَدَاوَوْا، وَلَا تَدَاوَوْا بِحَرَامٍ) [ابوداود، ترمذي، ابن ماجه، احمد] يعني: براستي که خداوند عزوجل درد ودرمان را با هم نازل کرده است، وبراي هر دردي درماني قرار داده است، پس خود را درمان کنيد،وبا (وسايل)حرام خود را درمان نکنيد.

 بنابراين درمان نازايي هم در چارچوب مشيئت خداوند است، ولي نکته بسيار مهم اينجاست، که در اسلام درمان بيماري هم بايد در چارچوب وسايل مشروع باشد، به بهانه درمان بيماري نمي توان از وسايل نامشروع استفاده کرد، نازايي را بايد درمان کرد، اما به چه قيمتي؟ به قيمت بازيچه قرار دادن ارزش مادر ومادري؟ به قيمت بازي کردن با آينده واحساسات کودک؟به قيمت بازي کردن با آدميت کودک ومادر بدلي؟ به چه قيمتي؟

از آن طرف فقر را هم بايد درمان کرد، اما به چه قيمتي؟ به قيمت اجاره دادن رحم؟ آيا فقر و نداري توجيه منطقي براي بدست آوردن پول از هر راه مشروع وغير مشروع است؟ اگر به اين قضيه از ديد مادي نگاه کنيم، وبه يک زن اجازه دهيم براي رفع مشکل فقر، اقدام به اجاره رحم نمايد، چرا به او اجازه خودفروشي ندهيم؟ خودفروشي که نُه ماه درد وعذاب و مشکلات ندارد؟!

در اسلام رَحِم از احترام وجايگاه خاصي برخوردار است، پيامبر اکرم فرمود:(إِنَّ الرَّحِمَ شَجْنَةٌ مِنْ الرَّحْمَنِ، فَقَالَ اللَّهُ مَنْ وَصَلَكِ وَصَلْتُهُ وَمَنْ قَطَعَكِ قَطَعْتُهُ) [بخاري، ترمذي، احمد] يعني: براستي که رحم شاخه اي از رحمان است(يعني نام رَحِم از نام رحمان مشتق شده است)، لذا خداوند فرمود: کسي که آنرا وصل کند(خويشاوندداري کند)، او را وصل مي کنم، وهرکس آنرا قطع کند، آنرا قطع مي کنم.

بنابراين رحم را نمي توان بازيچه قرار داد، ودر معرض قرادادهاي معاملاتي مانندخريد وفروش، بخشش، رهن، اجاره و... قرار داد. نه خود زن اين حق را دارد ونه شوهرش، شوهر تنها حق استفاده از رحم را در چارچوب عقد ازدواج دارد، ولي نمي تواند از رحم زن خود، نه بصورت جزيي ونه بصورت کلي به عنوان وسيله اي تجاري استفاده کند، ويا آن را به ديگري ببخشد. بخاطر همين جايگاه والاي رحم است که در اسلام روابط جنسي زن ومرد، خارج از دايره زناشويي تحريم گشته است.

بدين جهت در جلسه دوره هشتم شوراي مجمع فقه اسلامي درمكه مكرمه، فقهاي جهان اسلام اجاره رحم را تحريم نمودند،دلايلي که شرعاً براي تحريم ذکر مي شوند (علاوه بر موارد بالا) عبارتند از:

1- کاشتن اسپرم وتخمک يک زن وشوهر در رحم يک زن بيگانه، که هيچ ارتباط زناشويي شرعي وقانوني با هم ندارند، از جهاتي به زنا شباهت دارد، چرا که در هر دو مورد، اسپرم بيگانه وارد رحم بيگانه مي شود.

2- رحم اجاره اي با اصل تولد فطري وطبيعي انسان منافات دارد.

3- رحم اجاره اي در مواردي باعث اختلاط نسب مي گردد.

4-اصل در رحم بر تحريم استوار است، لذا هر گونه تصرف در رحم، خارج از چارچوب شرع جايز نمي باشد.

شايد بپرسيد: آيا جايگزيني شرعي براي اجاره رحم وجود ندارد؟

جواب: اتفاقاً وجود دارد، گرچه اجاره رحم با همه صورتهايش حرام است، اما صورتي از مادر جايگزين وجود دارد که مي تواند راه حل خوب ومعقولي براي زوجهاي بي فرزند باشد.

راه حل اين است که اگر مردي داراي دو همسر است، واز يکي از آنها صاحب فرزند نمي شود، تخمک لقاح يافته زن عقيم را با رضايت زن دوم در رحم او بکارند، واگر داراي يک همسر است، واز همسرش بچه دار نمي شود، بجاي اجاره کردن رحم، با زن ديگري ازدواج نمايد، وتخمک باور شده زن اول را در رحم زن دوم بکارد. البته لازم است شوهر حقوق هر دو زن را بطور يکسان رعايت کند، وبا دومي بنيت طلاق ازدواج نکند، واين عمل را با رضايت او انجام دهد.

درست است که گفتيم اجاره رحم حرام است، ولي اين امر مانع نمي شود، تا به زن دوم هديه اي مناسب وآبرومند، از طرف زن اول ويا شوهر داده شود.

 اين کار چند تا حسن دارد:

الف-  زن عقيم به آرزوي خود مي رسد.

ب‌-  به حل يکي از معضلات اجتماعي که همان معضل زنان ودختران بي شوهر است کمک مي کند.

ت‌-  فرزند بدنيا آمده مي تواند حلقه وصلي بين دو هوو باشد، وآنها را نسبت به هم نزديکتر نمايد.   

ث‌-  کرامت وآدميت زن حفظ مي شود، واز آن به عنوان کالاي اجاره اي استفاده نمي شود.

اين پديده گرچه در غرب به خاطر رسوبات فکر مسيحي که هر مرد تنها حق دارد يک زن داشته باشد، پذيرفته نيست (البته داشتن زنان متعدد تحت عنوان شريک جنسي يا دوست دختر کاملاً پذيرفته شده است!!)، اما در جهان اسلام وشريعت اسلامي امري کاملاً پذيرفته شده ومتعارف است.

اين روش را بسياري از علماي جهان اسلام تجويز کرده اند، ولي بشرط آنکه در حد ضرورت از آن استفاده گردد، واحتياطات لازم ر براي لقاح وتحمک گذاري انجام شود.

 

 

نظرات و پیشنهادها:
آدرس پست الکترونيکي :   

فهرست عناوین

صفحه اصلی

عناوین کل اخبار

اجتماعی

اقتصادی

سیاسی

علمی

فرهنگی

ورزشی

استانها

خارجی

خبر های منطقه  کرج

گزارش و تحلیل

عکس ها

گفتگو

یادداشت ها

مقاله

پیوند ها

سرگرمی و امکانات

جستجوی خبر

http://www.qadrmedia.tv

عناوین کل اخبار  | اجتماعی |  اقتصادی  | علمی | ورزشی | سیاسی  | فرهنگی